سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

پدر و مادر
آقاى جمى

امام جمعه سابق آبادان نقل مى‏ کردند

یکى از مسؤولان مملکتى

به همراه پدرش

براى انجام بعضى از کارهاى جارى

به خدمت امام قدس سره رسید،

وقتى که مى‏ خواستند به خدمت امام برسند،

ایشان زودتر از پدرش وارد بیت شد

در حالى که امام ناظر ورود آنان بود.

او پس از تشرف به خدمت امام،

پدرش را معرفى کرد.

امام نگاهى به او کردند و فرمودند:

اگر پدر شماست؛

پس چرا جلوتر از او وارد شدى؟
منبع:
راه زندگى پیرامون برخى از مباحث اخلاقى

حجت الاسلام و المسلمین سید مهدى طباطبایى، ص: 222


منبع: وبلاگ بصیرت؛ http://m-serat.blog.ir/





تاریخ : شنبه 94/2/12 | 10:38 صبح | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

پدر و مادر

شهید مطهرى مى ‏فرمود:

گهگاه که به اسرار وجود خود و کارهایم مى‏ اندیشم،

احساس مى ‏کنم

یکى از مسائلى که

باعث خیر و برکت در زندگى‏ ام شده

و همواره عنایت و لطف الهى را شامل حال من کرده است،

احترام و نیکى فراوانى بوده است که

به والدین خود کرده‏ ام

بویژه در دوران پیرى و هنگام بیمارى.

علاوه بر توجه معنوى و عاطفى

و با وجود فقر مالى و مشکلات مادى در زندگى ‏ام،

تا آنجا که توانایى ‏ام اجازه مى‏ داد

از نظر هزینه و مخارج زندگى

به آنان کمک و مساعدت کرده‏ ام.
منبع:
راه زندگى پیرامون برخى از مباحث اخلاقى

حجت الاسلام و المسلمین سید مهدى طباطبایى، ص: 222


منبع: وبلاگ بصیرت؛ http://m-serat.blog.ir/





تاریخ : شنبه 94/2/12 | 10:38 صبح | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

پدر و مادر

شخصى

خدمت امام جواد علیه السلام

نامه نوشت که

پدر من ناصبى است

و از منحرفان مى ‏باشد

و گاهى با من

به شدت و تندى رفتار مى‏ کند،

آیا افشاگرى کنم یا با او مدارا نمایم؟

حضرت در جواب نامه او نوشت:

آنچه از پدرت نوشته بودى فهمیدم

و تو را از دعا فراموش نمى‏ کنم

و مدارا براى تو بهتر است از افشاگرى

و بدان که با سختى آسانى است

و سرانجام نیک براى پرهیزکاران است.
« بحارالانوار 50/ 55»
منبع:
راه زندگى پیرامون برخى از مباحث اخلاقى

حجت الاسلام و المسلمین سید مهدى طباطبایى، ص: 222


منبع: وبلاگ بصیرت؛ http://m-serat.blog.ir/





تاریخ : شنبه 94/2/12 | 10:37 صبح | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

پدر و مادر

آیت اللَّه سید احمد زنجانى مى‏ نویسد:

مردى در حضور یکى از علما از برادرش شکایت کرد.

که او با من در مخارج مادرمان شرکت نمى‏ کند.

ایشان شخصى را مأمور کرد که در میان آنان اصلاح کند.
آن شخص گفت:

من برادرش را خواستم

و با او در این مورد صحبت کردم و به او گفتم:

چرا در هزینه پرستارى از مادرتان

به برادرت مساعدت نمى‏ کنى؟

گفت:

آقا به من مربوط نیست،

زیرا ما با همدیگر قرارداد بسته ‏ایم

و من هم طبق آن قرارداد عمل مى‏ کنم.

پرسیدم: چطور؟

او گفت:

ما قرار گذاشته بودیم که پدر و مادرمان را تقسیم کنیم

به این ترتیب که خرج پرستارى از پدر با من باشد

و مخارج مادر با او.

خوشبختانه شانس مرا یارى کرد و پدرم زود مرد!

اکنون طبق قرار خرج مادر به من مربوط نمى ‏شود.

من همین که این سخن را شنیدم

(شانس مرا یارى کرد و پدرم زود مرد)

از بى مهرى آن شخص متعجب شدم

و گفتم

مگر مال قسمت کرده ‏اید

که طبق قرار عقد لازم و خیار ساقط گردد؟!
منبع:
راه زندگى پیرامون برخى از مباحث اخلاقى

حجت الاسلام و المسلمین سید مهدى طباطبایى، ص: 222


منبع: وبلاگ بصیرت؛ http://m-serat.blog.ir/





تاریخ : شنبه 94/2/12 | 10:36 صبح | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

بعضى مى پندارند که شجاعت امام حسن علیه السلام
کمتر از ائمه دیگر بوده است .
براى این که نادرستى این پندار روشن شود
به نمونه هایى از شهامت آن حضرت اشاره مى شود:

1- امام مجتبى علیه السلام در جنگ جمل،
در رکاب پدر خود امیرالمؤمنین علیه السلام
در خط مقدم جبهه مى جنگید
و از یاران دلاور و شجاع على علیه السلام سبقت مى گرفت
و بر قلب سپاه دشمن حملات سختى مى کرد.
(ابن شهرآشوب، مناقب آل ابى طالب، ( قم، مؤسسه انتشارات علامه)، ج 4، ص 21.)

پیش از شروع جنگ نیز، به دستور پدر،
همراه عمار یاسر و تنى چند از یاران، وارد کوفه شدند
و مردم کوفه را جهت شرکت در این جهاد دعوت کرد.
(ابن واضح، تاریخ یعقوبى، (نجف، منشورات المکتبة الحیدریه، 1384 ه . ق)، ج 2، ص 170.)

 او وقتى وارد کوفه شد که هنوز «ابوموسى اشعرى » ،
یکى از مهره هاى حکومت عثمان بر سر کار بود
و با حکومت عادلانه امیرمؤمنان علیه السلام مخالفت نموده،
از جنبش و حرکت مسلمانان در جهت پشتیبانى
از مبارزه آن حضرت با پیمان شکنان جلوگیرى مى کرد.
با این حال حسن بن على علیهماالسلام
متجاوز از 9 هزار نفر از شهر کوفه به میدان جنگ گسیل داشت.
(ابن اثیر، الکامل فى التاریخ، (بیروت، دارصادر)، ج 3، ص 231.)

 
2- آن حضرت در جنگ صفین،در بسیج عمومى نیروها
و گسیل داشتن ارتش امیرمؤمنان علیه السلام
براى جنگ با معاویه،
نقش مهمى به عهده داشت
و با سخنان پرشور و مهیج خویش،
مردم کوفه را به جهاد در رکاب على علیه السلام
و سرکوبى خائنان و دشمنان اسلام دعوت نمود.
(نصربن مزاحم، واقعه صفین، (قم، مکتبة بصیرتى، 1382 ه . ق)، ص 113.)

 آمادگى او براى جانبازى در راه حق به قدرى بود که امیرمؤمنان،
در جنگ صفین از یاران خود خواست که
او و برادرش حسین علیه السلام
را از پیشتازى در جنگ با دشمن باز دارند،
تا نسل پیامبر صلى الله علیه و آله
با کشته شدن این دو شخصیت از بین نرود.
(ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، (قاهره، داراحیاء الکتب العربیة، 1961 م)، ج 11، ص 25.)


آنچه بیان شد، و موارد مشابه آن،
نشان از آن دارد که امام حسن مجتبى علیه السلام
فردى سخت شجاع و با شهامت بوده،
هرگز ترس و بیم در وجود او راه نداشته است.
به نقل از: http://www.valiasr-aj.com





تاریخ : سه شنبه 93/9/18 | 7:12 صبح | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()
امام حسن مجتبى علیه السلام تجسم عالى فضایل انسانى بود.
او مقتداى پاکان و صالحان بود
و خود بهره بسیار از خلق و خوى رسول خدا صلى الله علیه و آله داشت .

«علامه مجلسى » مى نویسد:
مردى از شام به تحریک معاویه به امام مجتبى علیه السلام ناسزا گفت .

امام مجتبى علیه السلام صبر کرد تا سخن او به پایان رسید،
آن گاه به سوى او رفت، تبسمى کرد و به او سلام کرد و سپس فرمود:

پیر مرد! فکر مى کنم غریب هستى
و شاید در اشتباه افتاده اى .

اگر به چیزى نیازى دارى، برآورده کنیم،
اگر راهنمایى مى خواهى، راهنمائیت کنیم،

و اگر گرسنه اى سیرت کنیم،
اگر برهنه اى لباست دهیم،

و اگر نیازمندى، بى نیازت کنیم،
اگر جا و مکان ندارى، مسکنت دهیم،

و مى توانى تا برگشتنت میهمان ما باشى و ... .
مرد شامى در برابر این خلق عظیم شرمنده شد، گریه کرد و گفت:

«اشهد انک خلیفة الله فى ارضه، الله اعلم حیث یجعل رسالته؛
گواهى مى دهم که تو جانشین خدا در زمین هستى،
خدا بهتر مى داند که رسالت خویش را کجا قرار دهد.»
و سپس گفت:

تو و پدرت نزد من مبغوض ترین افراد بودید،
ولى اکنون محبوب ترین افراد در نزدم هستید.

(بحار الانوار، ((بیروت، داراالاحیاء التراث العربى))، ج 43، ص 344، ذیل روایت 16.)

به نقل از: http://www.valiasr-aj.com





تاریخ : سه شنبه 93/9/18 | 6:40 صبح | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گناهی که حتی با شهادت بخشیده نمی‌شود
  نیکی به والدین یا بدی نسبت به آنان، از اعمالی است که در دنیا و آخرت آثار مثبت و منفی بر آن مترتب است که دانستن آن، انسان ها را بهتر آگاه می‌کند تا در برخورد با آن ها بیشتر مراقب اعمال خود باشند.


آثار دنیوی نیکی به والدین


  • مرگ آسان

امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: کسی که دوست دارد خداوند سکرات مرگ را بر او آسان کند، صله رحم کند و به پدر و مادرش نیکی کند.(1)

  • طول عمر

«و الله یزید فی العمر.» (2) امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: نیکی به پدر و مادر، عمر را زیاد می‌کند.

  • دچار فقر نمی‌شود

« ... ولم یصبه فی حیاته فقراً ابداً.»(3) در زندگی فقر به سراغ او نمی‌آید.


  • برگشت کردن نیکی به پدر و مادر به خود انسان

در دستورات اسلامی به ما سفارش کردند که به پدر و مادر خود احسان کنید تا فرزندان شما نسبت به شما نیکی کنند، چون این کار یک آموزش عملی است که فرزندانمان از ما می‌آموزند، لذا امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: به پدرتان احترام کنید که فرزندانتان به شما نیکی کنند.(4)

  ادامه مطلب...




تاریخ : دوشنبه 93/9/17 | 1:28 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

تعریف تصمیم:

تصمیم عبارت است از قضاوت

یا انتخاب میان دو یا چند راه حل مختلف به اشکال نامحدود

(از حل یک مشکل گرفته تا انجام یکسری اقدامات)

که در شرایط مختلف انجام می گیرد.

تعریف تصمیم خوب:
اتخاذ یک تصمیم خوب
یعنی آینده را دیدن و پی بردن به آنچه که پیش خواهد آمد.
عوامل مؤثر در تصمیم گیری عبارتند از:
اطلاعات رسانه ها تحقیق و تفکر
آرزوها دوستان احساسات
زمان مذهب دقت
بحث و گفتگو (مشاوره) ارزش ها تفاهم

پیامد فرهنگ مطلوب بودن شرایط
به طور مثال تصمیم های مخاطره آمیز
و نادرستی که ممکن است یک جوان در زندگی اتخاذ کند
و پیامدهای نامطلوبی را برای همیشه بر جای بگذارد عبارتند از:
قانون شکنی
استعمال دخانیات
الکل و مواد مخدر

ترک تحصیلی
رانندگی بدون گواهی نامه
افراط در برخوردها و....

تاریخ : یکشنبه 93/9/16 | 9:54 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

مرحوم شیخ مهدى مازندرانى - یکى از علماء بزرگ - به نقل از کتاب کبریت الاءحمر آورده است :


حضرت ابا عبداللّه الحسین صلوات اللّه علیه در روز عاشوراء، در آن موقعیّت جنگ و ستیز؛ و در همان لحظات آخر، هنگامى که به بعضى از افراد و اهالى کوفه برخورد مى کرد که در لشکر عمر بن سعدِ ملعون بودند.


با این که مى توانست آن افراد را به هلاکت برساند؛ ولى بدون آن که آسیبى بر آنان وارد نماید، از کنارشان مى گذشت .


واین صحنه براى بسیارى از افراد تعجّب آور و غیر قابل هضم بود، تا آن که مدّت زمانى سپرى گشت و علّت جوان مردى و بزرگوارى امام حسین علیه السّلام آشکار و روشن گردید.


و آن این بود که در صُلب آن افراد، انسان هایى پاک طینت وجود داشته است و مؤ من و معتقد به ولایت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام مى باشند.


و آن حضرت با علم امامت خویش ، با یک نظر، آن ها را شناسائى مى نمود و به ایشان آسیبى نمى رساند.


سپس مرحوم مازندرانى در همین راستا با استناد به فرمایش امام سجّاد زین العابدین علیه السّلام افزوده است :


حضرت سجّاد علیه السّلام فرمود:

پدرم ، حسین بن علىّ علیهماالسّلام در روز عاشوراء،

برخى از افرادى را که در لشکر عمر بن سعد بودند،

به هلاکت نرساند،

با این که مى توانست آن ها را به راحتى نابود و هلاک گرداند.


پس هنگامى که امامت به من منتقل شد، با علم امامت و ولایت متوجّه شدم که افرادى مؤ من و پاک در صُلب آن اشخاص قرار داشته است .


و پدرم حسین علیه السّلام از روى علم امامت با یک نگاه به چهره و قیافه آن ها دریافته بود که فرزندانى صالح و پاک از آن ها به وجود خواهند آمد.


و به همین جهت آن ها را مورد عفو و گذشت قرار مى داد و از ریختن خونشان مى گذشت .


حدیقة الشّیعة : ج 2، ص 150.






تاریخ : چهارشنبه 93/7/30 | 5:8 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

کسی حق نداشت اسم علی را بیاورد، مگر برای طعن و لعن و فحاشی.

دستور معاویه بود.

حسین باید اسم پدر را زنده نگه می داشت.

اسم پسرهایش گذاشت علی.

علی اکبر، علی اصغر، علی اوسط.






تاریخ : چهارشنبه 93/7/30 | 4:55 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.