سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

امام سجاد علیه السلام ...فرمود:

... و حق نفست بر تو این است که

آن را در راه فرمانبردارى از خداى عزوجل به کار وادارى .
 و حق زبان این است که

او را بزرگتر و شریف تر از آن بدانى که ناسزا گوید

و او را به خیر و ترک سخنان زائد و بى فائده

و نیکى به مردم و گفتار نیک درباره مردم عادت دهى.

نام کتاب : جهاد با نفس    نام مؤ لف : شیخ حر عاملى قدس سره مترجم : على افراسیابى.






تاریخ : سه شنبه 93/7/8 | 4:6 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

1- امام صادق علیه السلام فرمود:
 نفست را به خاطر خودت به زحمت و مشقت بیانداز
زیرا اگر چنین نکنى دیگرى خودش را براى تو به زحمت نمى افکند.

2- امام صادق علیه السلام به مردى فرمود:
 قلبت را (براى خودت ) به مثابه همدمى مهربان

و به منزله فرزندى که با تو دوستى خالصانه دارد قرار ده
و دانشت را همچون پدرى که از او پیروى مى کنى
 و نفست را همانند دشمنى که با او به پیکار برخاسته اى
و مال و دارایى ات را

امانت و عاریتى بدان که آن را (باید به صاحبش ) برگردانى .
نام کتاب : جهاد با نفس
نام مؤ لف : شیخ حر عاملى قدس سره
مترجم : على افراسیابى
 

 






تاریخ : جمعه 93/7/4 | 2:15 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

معاویة بن وهب از امام صادق (ع) نقل مى‏ کند که فرمود:

به خاطر هفت کلمه، حکیمى صد فرسخ به دنبال حکیمى دیگر بود و چون به او رسید از وى پرسید:

اى شخص، آن چیست که از آسمان بلندتر

و از زمین گسترده‏ تر

و از دریا بى‏ نیازتر

و از سنگ سخت‏ تر

و از آتش سوزاننده ‏تر

و از سرماى سخت سردتر

و از کوه‏ هاى استوار سنگین‏ تر است؟

گفت: اى شخص،

حق از آسمان بلندتر

و عدالت از زمین گسترده ‏تر

و بى‏ نیازى نفس از دریا بى ‏نیازتر

و قلب کافر از سنگ سخت ‏تر

و حریص پر طمع از آتش سوزاننده ‏تر

و نومیدى از رحمت خدا از سرماى سخت سردتر

و بهتان به یک فرد بى‏ گناه از کوه‏ هاى استوار سنگین ‏تر است.


الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏2، ص: 17






تاریخ : دوشنبه 93/6/10 | 10:36 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

عبد الله بن احمد طائى از پدرش از امام رضا (ع)

و او از پدرانش از على (ع) نقل مى‏ کند که پیامبر خدا (ص) فرمود:

بر شما باد کشمش که:

آن صفرا را باز مى‏ کند

و بلغم را از بین مى‏ برد

و رگ را محکم مى‏ کند

و خستگى‏ ها را برطرف مى‏ سازد

و اخلاق را نیکو مى‏ کند

و نفس را پاک مى‏ کند

و غصه را از بین مى ‏برد.

الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏2، ص: 11







تاریخ : دوشنبه 93/6/10 | 9:28 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

در زمان امام صادق(علیه السلام) شخصى مدّعى بود که قادر است از اشیایى که دیگران پنهان کرده ‏اند، خبر دهد.
 مردم برای سرگرمى و تفریح، از راه‏هاى مختلف وى را امتحان کردند و او برخلاف انتظار حاضران، به‌ خوبى از پس امتحانات برآمد.

خبر به امام صادق(علیه السلام) رسید.
حضرت دست خود را مشت کردند و از او پرسیدند: در دست من چیست؟
او بعد از لحظاتى تأمل و تفکر، با حالت تحیّر به امام خیره شد.
امام پرسید: چرا جواب نمى‏ دهى؟
گفت: جواب را مى‏ دانم؛ ولى در تعجبّم شما از کجا آن را آورده ‏اید!
آن شخص ادامه داد: در تمام کره زمین، همه چیز مسیر طبیعى خود را مى‏ پیماید؛ فقط در یک جزیره، مرغى دو عدد تخم گذاشته که یکى از آن‏ها مفقود شده؛ آن‌چه در دست توست، باید همان تخم باشد!

حضرت او را تصدیق کردند.
 آن‌گاه از او پرسیدند: چگونه به این‌جا رسیدى؟
جواب داد: «با مخالفت با هواى نفس؛ هر چه دلم خواست، خلافش را انجام دادم».
 حضرت از او خواست که مسلمان شود.
جواب داد: دوست ندارم.

امام فرمود: «مگر قرار نبود با هواى نفست مخالفت کنى؟ تو طبق عهد خودت، الآن باید مسلمان شوى؛ چون دوست ندارى مسلمان شوى.»

او که هم به قدرت معنوى امام پى‌ برد و هم در مقابل استدلال امام، پاسخى نداشت، مسلمان شد.
 چندی نگذشت که قدرت روحى خود را از دست داد.
به سراغ امام آمد و زبان به شکوه گشود: «قبلاً که مسلمان نبودم این قدرت را داشتم و الآن که خدا را پذیرفتم، قدرتم را از دست داده ‏ام! این چه دینى است؟!»
 امام فرمود: تاکنون متحمّل زحمتى شده بودى و خداوند در همین عالم، مزد زحمت تو را مى‏ داد و بعد از دریافت مزد، طلبى از خدا نداشتى؛ چون با خدا بیگانه بودى.
هنری نیست که صبح تا شب از گاو و گوسفند گم شده مردم خبر دهی و بدین کار تعجّب آن‌ها را برانگیزی.
 از حالا، آن‌چه را عمل مى‏ کنى، خداوند براى جایى که به آن نیازمندى، ذخیره مى ‏کند و آن‌چه قبلاً داشتى، براى رسیدن به سعادت ابدى، سودى به تو نمى ‏رساند.

(مصباح یزدى، عرفان اسلامی، ص 241)
حمزه شریفی دوست           
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان






تاریخ : یکشنبه 93/3/4 | 9:38 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()


- ائمه علیهم السلام از حال ما غافل نیستند؛ اگر چه ما از آن ها غافل باشیم.

- به هر اندازه از بیانات اهل بیت علیهم السلام دور باشیم، از خود ایشان دوریم.

- سبب غیبت امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه الشریف خود ما هستیم!

- دعای تعجیل فرج، دوای دردهای ما است.

- به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثر است، اما نه لقلقه.

- نماز، اعظم مظاهر عبودیت است که در آن، توجه به حق می شود.

- گوی سبقت را نمازشب خوان ها ربودند مخفیانه!

- سجده، غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و درپیش تو خاک هستیم.

- تمام نقص بشر، در اثر پیروی نفس و دوری از تعالیم و متابعت انبیا علیهم السلام است.

- هیچ کاری نیست که احتیاط در آن، پشیمانی در پی داشته باشد.

- ائمه علیهم السلام دعاها را در اختیار ما گذاشته اند تا ما را غرق در نور ببینند.

- عالم غفلت، عالم مهیا شدن برای شیاطین انس و جن است.

- اگر باب دروغ و غیبت باز شود، عصیان و طغیان دیگر هیچ حدی ندارد.

- ابتلائات برای این است که یقین پیدا کنیم.

- خود را مریض نمی دانیم، وگرنه علاج آسان است.

- هر که عمل کرد به معلومات خودش، خداوند مجهولات او را معلوم می فرماید.

- اگر راست می گوییم که قرآن، سلاح است، پس چه احتیاج به سلاح دیگر؟!

- به تجربه ثابت شده که اگر از عبادت کم نگذاریم مطالعه ای که یک ساعت وقت لازم دارد در ده دقیقه تمام می شود.

- آداب زیارت همان است که در کتب ادعیه وارد شده است ولی کاری که باید در این زیارت ها انجام داد این است که قلب هم باید همراه زبان باشد. آن چه زبان می گوید، قلب هم همراهی کند. بهترین توسلات همین توسلات مأثوره است ولی باید قلب همراه زبان باشد.

- هر طلبه امروزش باید با روز قبل فرق کند و قدمی جلو برود. مراقبت بیشتری کسب کند.

- در حرکت معنوی انسان، شرط اول و آخر، ترک معصیت است؛ امکان ندارد کسی بدون ترک معصیت ترقی کند و هیچ کس نمی تواند خود را بی نیاز از این شرط بداند؛ این شرط تا لحظه آخر همراه آدم است. ترک معصیت دایره وسیعی دارد مثل ترک لبخند به انسان گناه کار یا ترک نگاه تند به انسان مطیع الهی. انسان نمی تواند هر حرفی یا هر تهمتی را بزند و هوای نفس خود را به حساب اسلام بگذارد، حتی باید مراقب نگاهش نیز باشد.

- یکی از اسباب محرومیت ما بندگان این است که فکر می کنیم بعضی ذکرها برای وقت مخصوصی است، مثل قرآن به سرگرفتن در شب قدر. در حالی که مال هر وقتی است، منتها باید جای ذکر را پیدا کرد.

- برای شروع در سیر و سلوک، در احادیث تأمل کنید، از احادیث باب جهاد نفس «وسایل الشیعه» بخوانید و به آن عمل کنید.

مجله افق حوزه > ویژه نامه اولین سالگرد ارتحال آیت الله بهجت(قدس سره)صفحه 15






تاریخ : سه شنبه 93/2/23 | 5:50 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

شخصى به نام همّام نزد امیرالمؤمنین آمد و گفت:

آقا جان عاشقان خدا چه کسانى هستند؟
 امام این آیه کوتاه قرآن را خواند:

إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَواْ وَّ الَّذِینَ هُم مُّحْسِنُونَ نحل (16): 128

بى‏ تردید خدا با کسانى است که پرهیزکارى پیشه کرده‏ اند و آنان که [واقعاً] نیکوکارند.
...
پرسید: على جان من نمى‏ توانم قانع شوم،

درباره عاشقان حق آن چه را در دل دارى، برایم بگو....فرمود:

سؤال ‏کننده، بیشتر از این از من نخواه براى تو حرف بزنم، همین یک آیه را بخوان، ببین و بفهم.
گفت: من نمى‏ روم، بگو.
امیرالمؤمنین هم فرمود: عاشقان خدا حدود نود علامت دارند،

سپس شروع کرد به شمردن،

به علامت نود که رسید- شاید هم بیشتر بوده- خدا امضایش را از روى روح این عاشق سؤال‏ کننده برداشت، نعره ‏اى زد و جان داد.
شخصى گفت: على جان به گونه‏ اى حرف مى ‏زدى که نمیرد، تو او را کُشتى.
فرمود: نه، من او را نکشتم، امضاى خدا روى روح او تا این دقیقه بود، این امضا به واسطه زبان من برداشته شد، دیگر روح در این قفس نمى ‏توانست بماند، شکست و رفت.
خودش مى‏ گفت:  «و اللَّهُ لَأبْنُ أبی طالِبٍ آنَسُ بِالمَوتِ مِنَ الطِّفلِ»
؛ واللَّه قسم براى در آغوش گرفتن مرگ، پسر ابى ‏طالب از طفلى که گرسنه است و سینه مادر را به دهان مى‏ گذارد، عاشق‏تر است و براى او لذیذتر است.
 «الدُّنیا سِجْنُ المؤمِنِ»
، ما در این جا زندانى هستیم، خودِ دنیا یک زندان است، بدن یک زندان است، خوراکى‏ ها یک زندان است، پوشاکى‏ ها یک زندان است.

نفس، ص: 404






تاریخ : دوشنبه 93/2/22 | 3:0 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

نوشته‌اند: روزی جوانی پیش یکی از صالحان که در خارج شهر سکونت داشت، رفت.

و از آن عارف خواهش کرد که چندی در خدمت وی بگذراند تا از اثر تربیت و دانش و برکت انفاس قدسیه او بهره‌مند شود و به مکارم اخلاق آراسته گردد.

آن مرد صالح تقاضای آن جوان را پذیرفت و در مقام تربیت و تهذیب نفس وی برآمد.

روزی در جنگلی با یکدیگر گردش می‌کردند.

عارف به جوان اشاره کرد که نهال نورسته‌ای را از ریشه برآورد.

جوان به اندک قوتی، به آسانی آن را ریشه کن نمود. 
پس از آن که مقداری در جنگل سیر کردند، به درخت کهنه‌ای رسیدند.

مرد صالح به آن جوان اشاره کرد که درخت را از ریشه بیرون آورد.

جوان هر چه تلاش کرد، نتوانست آن را از ریشه برآورد.

در این جا، پیر روشن ضمیر گفت:

ای فرزند! از این داستان باید تجربه بیاموزی و آگاه شوی که تخم هوا و هوس، بغض و کینه، حسد، حرص و نفاق و سایر صفات رذیله، همین که در دل اثر کرد، نهالی است که اگر زود متوجه شوی، به آسانی می‌توانی آن را ریشه کن نمایی.

و اگر بگذاری در دل کهنه شوند، چنان ریشه خود را در آن جا مستحکم خواهند کرد که از کندن آنها عاجز و ناتوان خواهی شد و ریشه‌های آن طوری به هم پنجه خواهند انداخت که هیچ گلی(یعنی صفات جمیله) را نخواهند گذاشت که در دلت بروید و ریشه کند.

جوان وارسته، پند پیر روشن ضمیر را به گوش جان پذیرفت و در راه اصلاح نفس و تعالی روح خویش همت گماشت و یکی از مردان نیک روزگار گردید.

«ریاض الانس» یا «گلهای ارغوان»، ج 1، ص 410.

به نقل از اندیشه قم






تاریخ : سه شنبه 93/2/9 | 2:11 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

در رابطه با آرامش دل در پناه یاد خدا چند نکته را باید در نظر داشته باشید:

الف) ذکر اقسامى دارد از قبیل ذکر زبانى وقلبى و هر یک نیز از نظر کمیت و کیفیت مراتب بیشمارى دارند، به طورى که هرگز ذکر یک انسان عادى هر چند ذکر قلبى باشد با ذکر پیامبر (ص) و ائمه (ع) هم‏رتبه و برابر نیستند.

ب) تأثیرگذارى ذکر خدا بر دل امرى قطعى و حتمى است، لیکن تأثیر علت قوى نیرومند است و تأثیر علت ضعیف نیز ضعیف خواهد بود و با توجه به مراتب متعدد ذکر میزان تأثیرگذارى آن بر افراد نیز بسیار متفاوت است و مراتب پایین آن چه بسا بسیار نامحسوس باشد.

ج) میزان تأثیرپذیرى دل‏ها نیز متفاوت است و هراندازه قلب انسان پاک‏تر و پالوده‏تر از اوصاف رذیله و پیراسته‏تر از کنش‏هاى نکوهیده باشد استفاضه بیشترى از تابش انوار الهى نمود و اطمینان و سکینه افزونترى دریافت مى‏کند.

بنابراین براى اطمینان‏ پذیرى بیشتر دو راه عمده وجود دارد:

1- بسنده نکردن به ذکر زبانى، سرایت دادن آن به قلب و از ژرفاى ضمیر و سرائر وجود ذکر خدا گفتن.

2- خالص نمودن ذکر براى خدا و تصفیه آن از شوائب نفسانى چون ریا و سمعه.

3- پیراستن نفس از عیوب و رذایل و صفا بخشیدن به آن از طریق ترک معاصى و اجراى صحیح وظایف دینى.

برگرفته از نرم افزار پرسمان3






تاریخ : شنبه 92/12/3 | 9:2 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

یادمان باشد ما چند صباحی بیش در این دیار فانی نخواهیم بود!

آنچه می ماند روسفیدی است برای صاحبان عقل و عمل صالح است.

و دیگری روسیاهی است برای تمامی کسانیکه، مهار نفس را بدست شیطان و شیطان صفتان داده اند و بی باکانه به هر عمل شنیعی دست می زنند!

یادمان باشد که اگر امت بدی شویم و بی حرمتی های خود را به اوج خود برسانیم، گرداننده امور به راحتی ما را هلاک نموده و بهتر از ما را به عرصه وجود می آورد.






تاریخ : دوشنبه 92/11/21 | 11:16 صبح | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.