سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک

تا بحال چقدر به اصل صلوات فکر کرده ای؟

صلوات یعنی درود و سلامتی به روان پاک آنان که راهنمای راهمان گشتند و هستند.

آنان که به واسطه وجودشان چرخه روزگار می چرخد.

آنانکه معدن کرامت و صفایند.

آنانکه یک نگاهشان به تمام دنیا و مافیها می ارزد.

صلوات کلمه رمز مشتاقان معرفت و سعادت است.

صلوات صدر و ذیل هستی است.

برای صلوات اگر صدها سطر بنویسیم هنوز هم حقش را ادا نکرده ایم.






تاریخ : دوشنبه 93/9/10 | 5:58 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()



روزی امام حسین علیه السلام

در گوشه ای از مسجد پیامبر صلی اللّه علیه و آله نشسته بود.
 مردی عرب نزد او آمد و گفت :
یابن رسول اللّه من باید یک دیه کامل بپردازم و توان ادای آن را ندارم .


... امام حسین علیه السلام فرمود:
 ای برادر عرب من سه سوال می کنم

اگر یکی از آنها راجواب دادی یک سوم بدهی تو را می پردازم
 و اگر دو مساءله را پاسخ دادی دوثلث آن را ادا می کنم
و اگر هر سه سوال را جواب دادی تمام بدهی تو را می پردازم .
مرد عرب گفت :
یابن رسول اللّه آیا مانند شما از مانند من

(که عربی جاهل و بی سواد هستم) سوال می کند؟
 شما که اهل علم و شرف و بزرگی هستید؟


 امام حسین علیه السلام فرمود:
 بله شنیدم که جدم رسول اللّه خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود:
(المعروف بقدر المعروفة )
به اندازه معرفت احسان شود.
مرد عرب گفت :
هر چه می خواهید سوال کنید
اگر دانستم جواب می دهم و اگر ندانستم از شما می آموزم .
 و لاقوة الاباللّه

امام علیه السلام پرسید:
 ای الاعمال افضل

کدام اعمال بهترند؟
جواب داد الایمان باللّه

ایمان به خدا


 حضرت پرسید:

فما النجاة من المهلکة

راه نجات از مهلکه کدام است ؟
 پاسخ داد:
 الثقة باللّه

اعتماد و توکل بر خداوند.


امام علیه السلام سوال کرد:
فمایزین الرجل

چه چیزی به مرد زینت می بخشد؟
مرد عرب جواب داد:
علم معه حلم

توکل توام با بردباری


حضرت فرمود:
 اگر علم وحلم نداشت چه چیزی او را زینت می دهد؟
مرد عرب:
  فقر معه مروة

مال همراه بامروت


 امام علیه السلام :
 اگر از فقر و صبر هم بر خوردار نبود چه ؟
مرد عرب:
صاعقة تنزل من السماء و تحرفه فانه اهل لذلک
صاعقه ای از آسمان پائین آید

واو را آتش زند که مستحق چنین عذابی است


 امام علیه السلام خندید

و کیسه ای را که در آن هزار دینار زر سرخ بود به او داد
و انگشتری را که دویست درهم ارزش داشت به او بخشید

و فرمود:
طلاها را به طلبکارانت بپرداز و پول انگشتر را صرف مخارج زندگی نما.


 مرد عرب آنها را برداشت
و گفت:

اللّه اعلم حیث یجعل رسالته
یعنی :

خداوند بهتر می داند

که رسالتش را در کجا قرار دهد.

قصه های تربیتی چهارده معصوم (علیهم السلام) / محمد رضا اکبری
به نقل از:http://www.andisheqom.com






تاریخ : چهارشنبه 93/7/30 | 10:56 صبح | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

از یکى از امامان علیه السّلام روایت شده است که فرمود:

بعضى از شما [دوستداران ما] نسبت به بعضى دیگر بیشتر نماز مى‏ خوانید

و بعضى نسبت به بعضى دیگر، بیشتر حجّ بجا مى‏ آورید،

و بعضى نسبت به بعضى دیگر، بیشتر صدقه مى‏ دهید.

نیز بعضى نسبت به بعضى دیگر، بیشتر روزه مى ‏گیرید،

ولى با فضیلت‏ ترین شما کسى است که

معرفتش [نسبت به ما] بیشتر باشد.
صفات الشیعة / ترجمه توحیدى، ص: 53






تاریخ : دوشنبه 93/6/24 | 11:55 صبح | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

یکی از سالکین، عالم بزرگ و عارف ربانی ملامحمد تقی مجلسی ـ رضوان الله علیه ـ می باشد. او می نویسد:
آنچه این بنده از دوران ریاضت و خودسازی دریافته ام مربوط است به زمانی که به مطالعة تفسیر اشتغال داشتم.

شبی در بین خواب و بیداری حضرت محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ را مشاهده کردم، با خود گفتم شایسته است در کمالات و اخلاق آن حضرت خوب دقت کنم.

هر چه بیشتر دقت کردم عظمت و نورانیت آن جناب گسترده تر می شد، بطوریکه نورش همه جا را فرا گرفت.

در این هنگام بیدار شدم (بخود آمدم) به من الهام شد که خُلق رسول خدا قرآن می باشد، باید در قرآن بیندیشم.

پس هرچه بیشتر در آیه ای دقت می کردم حقائق بیشتری نصیبم می شد، تا اینکه یک دفعه حقائق و معارف فراوانی بر قلبم فرود آمد.

پس در هر آیه ای که تدبر می کردم چنین موهبتی بر من عطا می شد.

البته تصدیق این مطلب برای کسی که به چنین توفیقی دست نیافته دشوار بلکه عادةً غیر ممکن است. لیکن مقصود من راهنمایی و ارشاد برادران فی الله می باشد.
دستور ریاضت و خودسازی عبارت از این است که:

سخنان بی فایده بلکه از غیر ذکر خدا خودداری کند.
استفادة از مأکولات و مشروبات و لباسهای لذتبخش و منکوحات و منازل زیبا و راحت را ترک کند. (و به مقدار ضرورت اکتفا نماید).
از معاشرت با غیر اولیاء خدا دوری جوید.
از خواب زیاد اجتناب نماید و ذکر خدا را با مراقبت کامل ادامه دهد.
اولیاء خدا تداوم بر ذکر «یا حی یا قیوم، یا من لا له الا انت» را تجربه کرده و نتیجه گرفته اند.

من نیز همین ذکر را تجربه نمودم، لیکن ذکر من غالباً «یا الله» است، با خارج ساختن غیر خدا از قلب و با توجه کامل به جانب خدای متعال.
البته آنچه بسیار مهم است ذکر خدا با مراقبت کامل می باشد، و سایر امور به پایه ذکر نمی رسد.

اگر این عمل تا مدت چهل شبانه روز ادامه یابد درهایی از انوار حکمت و معرفت و محبت بر سالک گشوده می شود.

آنگاه به مقام فناء فی الله و بقاء بالله ترقی می کند.

(روضة المتقین / ج 13، ص 128.)

به نقل از : http://www.andisheqom.com






تاریخ : یکشنبه 93/5/26 | 11:52 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

امیر المؤمنین - علیه السلام - می فرماید:

«معرفه النفس انفع المعارف»[1]


خودشناسی سودمندترین دانشهاست.

همچنین می فرماید:

«غایه المعرفه ان یعرف المرء نفسه»[2]

نهایت معرفت آن است که انسان خود را بشناسد.

و باز می فرماید: «نال الفوز الاکبر من ظفر بمعرفه النفس»[3]

کسی که به شناخت خود دست یابد

به بزرگترین رستگاری و پیروزی رسیده است.

آن حضرت در جایی دیگر می فرماید:

«افضل الحکمه معرفه الانسان نفسه»[4]


بزرگترین حکمت آن است که انسان خود را بشناسد.

نقطه مقابلِ خودشناسی، خود ناشناسی است که به عقیده امیر المؤمنین - علیه السلام - بالاترین و بزرگترین جهل است. چنانکه می فرماید: «اعظم الجهل جهل الانسان امر نفسه»[5]

بزرگ‏ترین نادانی خود ناشناسی انسان است.

و همچنین می فرماید: «کفی بالمرء جهلاً ان یجهل نفسه»[6]

در جهل انسان همین بس که خود را نشناسد.

[1] . شرح غررالحکم و دررالحکم (خوانساری)، ج‏6، ص‏148.

[2] . همان، ج‏4، ص‏272.

[3] . همان، ج‏6، ص 172.

[4] . همان، ج‏2، ص‏419.

[5] . همان، ج‏2، ص 387.

[6] . همان، ج‏4، ص 575.






تاریخ : دوشنبه 93/4/2 | 5:56 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

نقل است که: «فضیل بن عیاض»- که یکى از رجال طریقت است- شاگردى داشت که اعلم شاگردان او محسوب مى‏ شده، وقتى ناخوش شد، هنگام احتضار، فضیل به بالین او آمد و نزد سر او نشست و شروع کرد به خواندن (سوره)یس.
آن شاگرد محتضر گفت: مخوان این سوره را اى استاد!
پس فضیل ساکت شد و به او گفت: بگو «لا اله الّا اللّه».
گفت: نمى‏ گویم آن را به جهت آن‏که (العیاذ باللّه) من بیزارم از آن!
پس به این حال مرد. فضیل از مشاهده این حال بسى درهم شد، و به منزل خود رفت و بیرون نیامد؛ پس او را در خواب دید که به سوى جهنّم مى‏ کشند.
فضیل از او پرسید که تو اعلم شاگردان من بودى، چه شد که خداوند معرفت را از تو گرفت و به عاقبت بد مردى؟!
گفت: براى سه چیز که در من بود؛

اوّل: نمّامى و سخن‏ چینى کردن،

دوم: حسد بردن،

سوم: آن‏که من علّتى داشتم و به طبیبى عرضه کرده بودم، او به من گفته بود که در هرسال یک قدح شراب بخور که اگر نخورى، این علّت در تو باقى خواهد ماند،

پس من بر حسب قول آن طبیب شراب مى‏ خوردم،

به این سه چیز که در من بود، عاقبت من بد شد و به آن حال مردم.
ماخذ: منازل الآخره، ص: 27






تاریخ : چهارشنبه 93/2/17 | 7:48 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

از دیدگاه شیخ فرید الدین عطار نیشابورى «هفت مرحله» براى سیر و سلوک عرفانى وجود دارد که عبارتند از:
1. طلب: سالک در این مرحله یکسره در جهد و جنب و جوش و صبر و بصیرت یا بیدارى و پایدارى از سوى سالک هماره وجود داشته و سالک هیچ آرامشى در این مرحله ندارد.


2. عشق: در این مرحله «عشق مدار» بوده و عقل حسابگر را رها مى‏ کند و با نیروى عشق که سوزنده، سازنده، و گدازنده است و حرارت‏ بخش و سوزآفرین همه مشکلات و آسیب‏ هاى سیر و سلوک را تحمل مى‏ نماید و به پیش مى‏ رود.


3. معرفت: سالک در این مرحله در اثر مراقبت نفس و مواظبت بر طاعت الهى از جنبه خلقى و بشرى خویش فانى گشته و در معروف سلطان ازل مستغرق مى‏ گردد و از تجلیات اسمائى بهره‏ مند مى‏ گردد و به «ولایت معنوى» نائل مى ‏گردد.


4. استغفار: در این مرحله سالک بر اثر رهایى از تعلقات و اعتباریات از وسائل مادى بى‏ نیاز شده و از تجلیات صفاتى حضرت حق سبحانه بهره‏ ور مى‏ شود.


5. تجرید و توحید: در این مرحله سالک ماسواى الهى و کثرات عالم را مستهلک در ذات بى‏ مثال الهى مى‏ بیند و آفتاب درخشنده حق را پرتوافکن عالم آدم و جهان پیدا و پنهان مشاهده مى ‏کند.


6. حیرت: سالک در این مرحله از خویشتن و ماسواى خود یعنى آفاق و انفس غافل و بى‏ خبر مى ‏گردد و نمى‏ داند که باقى‏اند یا فانى؟ و قلب سالک محل بارقه‏ هاى اسرار و رموز الهى و رازهاى غیبى است و حقایق مرموز معنوى- بدون تصرف و خیال- بر زبانش جارى مى‏ گردد.


7. فقر و فنا: در این مرحله سالک به مقام تجلى ذاتى حق (مقام ولایت) دست یافته و تنها «هستى مطلق» و «وجود ناب» را شهود مى‏ کند و به فناى مطلق مى‏ رسد. این مرحله «وحدت تام» الهى در فناى تام سالک به او رو مى‏ آورد.

سر سلوک ترجمه و شرح رسالة الولایة، ص: 324






تاریخ : دوشنبه 92/10/30 | 5:1 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

                    

عبد الله بن اَبی یَعْفور که از خواصّ یاران امام صادق (ع) است به حضرت عرض کرد: به خدا قسم اگر اناری را به دو نیمه تقسیم کرده، نصفش را حلال و نصف دیگر را حرام بنامی، من بی چون و چرا تسلیم هستم.» معرفت امام حق و پیروی از او ستون فقرات بصیرت مردان خداست. 

(برگرفته از نرم افزار هدایت در حکایت)  






تاریخ : جمعه 92/9/29 | 9:37 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()
صفحه اصلی |        
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.