سفارش تبلیغ
صبا

نام های دیگر : بحرالعلوم طباطبایی - محمد مهدی طباطبایی نجفی - محمد مهدی سید بحرالعلوم - محمد مهدی طباطبایی
قرن : قرن13
آثار : المصابیح فی الفقه - الفوائد فی الاصول - مشکاة الهدایة - الدرة النجفیة - رسالة فی عصیر الزبیبی - شرح الوافیة - تحفة الکرام - مناسک حج - حاشیه بر کتاب شرایع - حاشیه بر کتاب «الذخیرة» سبزواری - الدرة البهیة فی نظم رؤوس المسائل الاصولیة - فوائد الرجالیة - دیوان شعر و رساله ای فارسی در شناخت خدا

جلوه نور

محمد مهدی، فرزند سید مرتضی طباطبایی بروجردی، از نوادگان امام حسن مجتبی علیه السلام در یک خانواده روحانی و پرهیزگار، در شب جمعه از ماه شوال 1155 ق. / 1113 ش. در شهر کربلای معلی پا به عرصه هستی نهاد. ([1]) شبی که سید به دنیا آمد پدر وی در عالم خواب دید که امام رضا علیه السلام دستور دادند (محمد بن اسماعیل بن بزیع از اصحاب امام کاظم و امام رضا و امام جواد علیه السلام) شمعی برفراز بام سید مرتضی (منظور خود اوست) بر افروزد. وقتی محمد بن اسماعیل آن شمع را روشن کرد نوری از آن شمع به آسمان بالا رفت که نهایت نداشت. ([2]) پدر از آن رویای راستین بیدار می شود و همزمان خبر مولود تازه رسیده را به او می دهند.
در محضر اساتید ادامه مطلب...




تاریخ : جمعه 93/3/30 | 7:40 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

¤ ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)
¤ ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. (ضرب المثل اسپانیایی)
¤ ازدواج، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است.(ضرب المثل فرانسوی)
¤ ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد، جبرانش غیرممکن خواهد بود. (بورنز)
¤ ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود.(رولاند)
¤ اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است.(حجازی)
¤ انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست، ولی میتوانیم مادر شوهر و مادرزنمان را خودمان انتخاب کنیم. (خانم پرل باک)
¤ با زنی ازدواج کنید که اگر «مرد» بود، بهترین دوست شما می شد.(بردون)
¤ با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید. (سونی اسمارت)
¤ برای یک زندگی سعادتمندانه، مرد باید «کر» باشد و زن «لال».(سروانتس)
¤ ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ «شجاعت» می خواهد. (کریستین)
¤ تا یک سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند.(اسمایلز)
¤ پیش از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد ا ز ازدواج آنها را روی هم بگذارید. (فرانکلین)
¤ خانه بدون زن، گورستان است. (بالزاک)
¤ تنها علاج عشق، ازدواج است. (آرت بوخوالد)
¤ ازدواج پیوندی است که از درختی به درخت دیگر بزنند، اگر خوب گرفت هر دو «زنده» می شوند و اگر «بد» شد هر دو می میرند. ( نفیسی)
¤ شوهر «مغز» خانه است و زن «قلب» آن. (سیریوس)
¤ عشق، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق. (بالزاک)
¤ قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم. (لرد لوچستر)
¤ مردانی که می کوشند زن ها را درک کنند، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج کنند. (بن بیکر)
¤ خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید. (پاستور)
¤ ازدواج کنید، به هر وسیله ای که می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. (سقراط)
¤ قبل از رفتن به جنگ یکی دوبار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا کن. (یکی از دانشمندان لهستانی)
¤ مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. (کارول بیکر)
¤ من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد تا هرچه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم. (آگاتا کریستی)
¤ هر چه متأهلان بیشتر شوند، جنایت ها کمتر خواهد شد. (ولتر)
¤ هیچ چیز غرور مرد را به اندازه شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند. (جانسون)
.

روزنامه کیهان - پنجشنبه 16 فروردین 1386


به نقل از: http://www.ezdewaj.ir






تاریخ : سه شنبه 93/2/23 | 6:16 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

پسرى به پدرش مى ‏گفت:

دارى بقچه درست مى‏ کنى، زمینه‏ سازى مى‏ کنى، کجا مى‏ خواهى بروى؟
گفت: خانه خدا.
گفت: مرا هم ببر.
گفت: تو سیزده چهارده ساله هستى، نمى‏ توانى بیایى.
گفت: اگر مرا نبرى، من مى‏ میرم، باید مرا ببرى.
نمى ‏دانست که مکّه چیست، بیت چیست، همین که پدرش گفت: خانه خدا، خیال کرد هر کس برود خانه خدا خودِ خدا را هم مى‏ بیند. این به عشق دیدن صاحبخانه سخت به سرش زده بود که مرا هم باید ببرى.
پسر جان آخر الان وقت سفر تو نیست. گفت: نه، مرا هم باید ببرى. به هر زحمتى بود پدر را راضى کرد.
 مادر گفت: این بچّه را هم ببر، زیاد گریه مى‏ کند.
به مسجد شجره آمدند و مُحرِم شدند.
 هر دو با احرام به مکّه آمدند، هر دو به در مسجد الحرام رسیدند، آن جا دعایى دارد.
پدر صورتش را به دیوار گذاشت، بچه هم به دنبال پدر این کار را کرد:
 «الّلهُمَّ انَّ الْعَبْدَ عَبْدُکَ وَ الْبَلَدَ بَلَدُکَ وَ الْبَیْتُ بَیْتُکَ ...»
از در مسجد الحرام که وارد شدند تا چشم پسر به بیت و به آن فضاى مسجد افتاد، نعره‏ اى زد و روى زمین افتاد، پدر بالاى سرش نشست و دید که بچه مُرده است.
بر سرش زد فریاد زنان گفت: من و این بچه که مهمان تو بودیم، بچه ‏ام کجا رفت؟
صدایى شنید که بچه ‏ات به عشق دیدن من آمد، تو به عشق دیدن خانه، هر دو نفر شما هم به هدفتان رسیدید، تو به عشق دیدن بیت آمدى، این هم بیت، او هم به عشق دیدن من آمد و به من رسید، دیگر چه مى‏ خواهى؟                      
 خوشا آنان که اللَّه یارشان بى    که حمد و قل هو اللَّه کارشان بى‏
 خوشا آنان که دائم در نمازند      بهشت جاودان بازارشان بى

 نفس، ص: 352






تاریخ : دوشنبه 93/2/22 | 4:3 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

هر نوع بیماری نیاز به درمان دارد و به حسب اهمیت و درجه شدت و ضعف آن، باید نوع درمان و کم وکیف آن نیز مشخص شود. بنابر این اگر گفته شود «خود ارضایی» امری است که پس از مدتی خود به خود، درمان می گردد و یا پس از ازدواج مشکل حل خواهد شد، تصور کاملاً باطلی است، زیرا علم و تجربه خلاف آن را ثابت کرده است.
نخستین گام برای درمان این عادت شوم، «اعتقاد و ایمان به قابل درمان بودن» آن و دوری از یأس و ناامیدی است، اما رسیدن به نتیجه و ایجاد هرگونه تغییر و دگرگونی نیازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحیح و به کارگیری دقیق دستورهای درمانگر و مربی است. از این رو ترک عادت نامطلوب، در زمان کوتاه بدون راهنمایی کار آزموده و دلسوز، امکان ندارد.
از همه این ها مهم تر، «اراده و خواست فرد»، نقش کلیدی و محوری را ایفا می کند. درمان و چاره جویی باید منطبق بر خواست فرد باشد، زیرا تا وقتی که او نخواهد می توان با قاطعیت گفت که درمان نخواهد شد، بنابر این، بیمار اگر بخواهد می تواند بر بیماری اش غلبه کند و جمله معروف «خواستن توانستن است» عین حقیقت است. اراده همچون نهالی است که باید آن را پرورش داد تا به مرحله خودشکوفایی و ثمردهی برسد؛ به عبارت دیگر، اراده تقویت شدنی و پرورش یافتنی است و راه پرورش و تقویت آن این است که بر خلاف میل خود، اندک اندک به مقابله با این عادت شوم برخیزد تا پس از مدتی لذت توانستن را بچشد.
نکته حائز اهمیت آنکه علاوه بر قدرت اراده و کمک مربی و درمانگر، نیروی درونی فطرت نیز کمک کار انسان است. انحراف با فطرت سازگار نیست؛ به دیگر سخن، فطرت همچون سدی جلوی انحراف و طغیان را می گیرد. از این روست که جوان مبتلا در عمق وجودش نادم است و راهی به سوی پاکی و رهایی می جوید. این همان نیروی درونی فطرت است.
ما در بخش اول (آسیب شناسی خود ارضایی) به اندازه لازم اراده خفته را بیدار کردیم، زنگ بیدار باش را به صدا در آوردیم، انگیزه را دو چندان کردیم. چون بیان آثار سوء و آسیب های این عمل به طور قطع وجدانهای خفته را بیدار و دل های مشتاق به رهایی از چنگال دیو زشتی ها و پلیدی ها را به لرزه در می آورد. پس اکنون ای نوجوان عزیز و ای جوان برومند، نوبت توست که گام اول را در راه نجات خود برداری و نگذاری که این اراده بیدار شده ات به مرحله نهفتگی خویش باز گردد. اکنون زمان بیدار باش است، غفلت و سستی را از خود دور کن و بر شیطان نهیب بزن، و بدان که می توانی، حتماً می توانی!

توجه:
در دوران جوانی، انسان در هیچ زمینه ای تا این اندازه آسیب پذیر نیست، از این رو باید به اصل «پیشگیری» بسیار بیشتر از «درمان» توجه داشت.
راه های درمان
1ـ سعی کنید در مکان های خلوت و تنها نمانید، چون تنهایی خود، عامل مهمی برای تحریک به عمل خود ارضایی و زمینه ساز ارتکاب این عمل است. باز تکرار می کنیم، تنها نمانید.
با فرا رسیدن دوره نوجوانی من، مصیبت هایم نیز شروع شد، مادرم به محض اطلاع از نشانه های بلوغم، بنای خشونت و بدرفتاری را با من گذاشت و من روز به روز از او دورتر و متنفرتر شدم و به تنهایی پناه بردم تا این که در اثر تنهایی زیاد مبتلا به خود ارضایی شدم و هم اکنون چند سال است که به این بلیه گرفتارم. چه کنم؟
«نامه ای از دختر 18 ساله تهرانی»
2ـ همگام با تلاش برای رهایی از تنهایی به فکر برنامه ریزی برای گسترش ارتباطات سالم باشید. ارتباط سالم خود دو بعد دارد. در قدم اول باید از همراهی و رفت و آمد با کسانی که به این عمل زشت عادت کرده اند، اجتناب کنید، چون اکثر افراد مبتلا به این عادت زشت، از طریق رفاقت با افراد فاسد و مبتلا گرفتار شده اند. در قدم دوم افراد سالم و ناشایست را جایگزین افراد ناصالح نمایید.
برای کسب موفقیت در امر ارتباط سالم
- اگر کار یا مسئولیتی که توان انجام آن را دارید به شما پیشنهاد شد حتماً بپذیرید.
- در فعالیت های فوق برنامه انجمن های اسلامی و پایگاه های بسیج و امثال آن شرکت کنید. اگر دعوت به اردو شدید حتماً قبول کنید و یا خود رأساً اقدام نمایید.
- اگر پدر و مادر پیشنهاد مهمانی رفتن را به شما دادند حتماً پذیرا باشید؛ مگر این که یقین به وقوع امر نامطلوبی در میهمانی داشته باشید.
- استعدادهای هنری و غیره را که قبلاً داشته اید و اکنون رها نموده اید، مجدداً به کار گیرید؛ به خصوص فعالیت هایی که شبکه ارتباطی شما را گسترش می دهد، مثل آموزش یا تعلیم خطاطی، نقاشی، طراحی، گل دوزی، خیاطی و.... ورزش های دسته جمعی (ورزش های مورد علاقه تان)، کوه پیمایی و... را در برنامه روزانه یا هفتگی خود قرار دهید.
- در مجالس مذهبی و اجتماعات شرکت نمایید.
3ـ تلاش برای تقویت اراده از گام های مهم در امر بهبود است. نگویید اراده از ما سلب شده است. ممکن است اراده انسان ضعیف شود ولی هیچ گاه از بین نمی رود. نشانه این که هنوز اراده دارید این است که این عمل را در حضور دیگران و در هر شرایطی انجام نمی دهید.
برای تقویت اراده راه های زیادی پیشنهاد شده است که به برخی از آن ها اشاره می کنیم:
الف) تلقین به خود: مرتب به خود بگویید من می توانم این عمل را ترک کنم. هر چه اراده ضعیف تر باشد، نیازش به تلقین بیشتر است. دکتر «ویکتور پوشه» روان شناس فرانسوی می گوید:
«افراد مبتلا به عادت شوم هر روز به دفعات مختلف با تمرکز فکر به خود بگویند: من به خوبی قادرم این عادت بد را از خود دور کنم، من قادرم. تکرار این عبارت ساده اثر عجیبی در تقویت اراده و روحیه دارد».
پل ژاگو پیشنهاد می کند که:
«تلقین، قبل از خواب نیز مؤثر است».
ب) تلقین به دیگران یا شنیدن تلقین دیگران هم به همین اندازه در ترک این عمل مفید است.
ج) به پایان رساندن کارهای نیمه تمام هم، در تقویت اراده مؤثر است. سعی کنید هیچ کار نیمه تمامی را از خود به جای نگذارید.
د) تمرکز بخشیدن به فعالیت های گوناگون و پراکنده: تلاش کنید از کارهای متعدد و متنوع پرهیز نمایید چون موجب پراکندگی و به هم ریختگی انسجام فکر می شوند. به علاوه توان و نیروی انسان نیز هرز و تحلیل می رود. این ها خود عامل تضعیف اراده است.
هـ) نماز، سحر خیزی، کم خوری، دوری از هر نوع گناه و کلاً ترک خواسته های نفسانی نیز از عوامل بسیار مهم در تقویت اراده است.
4ـ افکار جنسی را که به ذهنتان خطور می کند بلافاصله با ذکر خدا و یاد آسیب های معنوی، جسمی، روانی و اجتماعی این عمل، از ذهن خود دوری نمایید.
5ـ تنبیه بدنی: یکی از راه های خنثی کردن این تحریکات آن است که خود را تنبیه نمایید؛ مثلاً کش نازکی را به مچ دست خود ببندید و هنگام تحریک آن را خوب بکشید و سپس رها کنید. این کار برای از بین بردن تحریک و ترک عمل حتماً مؤثر است.
6ـ راه دیگر خنثی نمودن تحریکات، گرفتن دوش آب سرد ـ البته اگر از سلامت جسمی برخوردارید ـ یا شستن اعضا با آب سرد است. می توانید هر صبح و شامگاه نیز اعضای تناسلی خود را با آب سرد بشویید.
7ـ اوقاع فراغت خود را با مطالعه، ورزش، زیارت، عبادت و سایر فعالیت های مثبت مثل گُل کاری، کمک به اهل خانه و کارهای دستی و پیاده روی در هوای آزاد مخصوصاً صبح گاه و... پر کنید. برای تخلیه انرژی زاید به طور منظم و زیاد ورزش کنید.
8ـ هیچ گاه در حمام کاملاً عریان نشوید و به اندام جنسی خود در آینه نگاه نکنید. برای نظافت موهای زائد بدن هرگز از تیغ و صابون استفاده نکنید بلکه از داروهای نظافت بهداشتی استفاده کنید. حتی الامکان با فاصله بیشتر موهای زائد بدن را ازاله کنید.
9ـ از نگاه کردن به مواضع جنسی و برجستگی های بدن دیگران (حتی از روی لباس) پرهیز نمایید.
10ـ به هنگام خواب سعی کنید شکم شما بیش از حد معمول پر نباشد و مثانه خود را حتماً تخلیه نمایید. از نوشیدن افراطی آب و سایر مایعات (به خصوص شب ها قبل از خواب) پرهیز کنید.
11ـ هرگز به رو نخوابید، سعی کنید به پشت یا روی دست راست بخوابید.
12ـ ایمان مذهبی خود را روز به روز تقویت نمایید و با توسل به ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ و خواندن دعاهای این بزرگواران از آن ها مدد طلبید. قرآن بخوانید؛ به خصوص سوره های معوذتین (قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق) را فراموش نکنید. در حد توان روزه های مستحبی بگیرید و روزه های قضا را جبران کنید.
13ـ از پوشیدن لباس های تنگ و چسبیده به بدن، اجتناب کنید.
14ـ از نگاه کردن به تصاویر و فیلم های تحریک کننده و لباس جنس مخالف، جداً پرهیز کنید.
15ـ از فکر کردن و تصور و تخیل جنس مخالف و مسائل جنسی خودداری کنید. همچنین از شنیدن و خواندن شوخی های جنسی پرهیز نمایید. از نشستن در جایی که زن نامحرم روی آن نشسته و هنوز گرم است، بر حذر باشید.
16ـ اگر دوست متأهلی دارید شب در منزل ایشان نخوابید.
17ـ از مشاهده اعمال، رفتار و گفتار زوج ها به خصوص زوج های جوان جداً دوری کنید.
18ـ از معاشرت و سخن گفتن و نگاه به جنس مخالف ـ حتی کودکان جذاب و خوش سیما ـ خود داری ورزید. هیچ گاه با نامحرم در یک اتاق یا یک محیط خلوت و لو به عنوان تعلیم و تعلم و خواندن دعا تنها نمانید.
19ـ از دوستی و معاشرت زیاد با افراد کم سن تر از خود پرهیز کنید.
20ـ خوردن غذاهای محرک و دارای کالری زیاد، مانند خرما، پیاز، فلفل و.... را به حداقل برسانید.
21ـ به بدی گناه و عواقب آن توجه کنید. به توصیه های دین اسلام برای ترک گناه عمل کنید.
22ـ اگر در اعضای جنسی خود، ناراحتی و بیماری ای مشاهده کردید فوراً به پزشک مراجعه کنید.
23ـ اگر صاحب شغل و حرفه ای نیستید، حتماً برای یافتن آن، اقدام سریع صورت دهید. چون کار سالم و مطابق ذوق، روح را پاکیزه و تصفیه می کند. بیکاری مایه همه فسادها و تباهی هاست. علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: شخص بیکار ملعون است.
24ـ از کردارهای قبلی خود توبه کنید و تصمیم جدی بر اصلاح بگیرید، که خداوند گناهان را می بخشد. توبه و اطمینان از قبول توبه بزرگ ترین عامل تقویت و دلگرمی برای آغاز حرکتی نو می باشد. گناه هر چه که باشد نباید احساس بی ارزشی و نومیدی به فرد دست دهد. بله! ناراحتی و عذاب وجدان دارد لکن به مفهوم پایان فرصت ها و انتهای راه و نابودی نیست. کسی که از صمیم دل رجوع کند، و تصمیم قاطع بر جبران لغزش بگیرد، محبوب درگاه خداست: «ان الله یحب التوابین». چه عاملی از این کارسازتر که شخص گنهکار احساس کند خداوند او را دوست می دارد و در نظر خداوند مثل گذشته است، انگار گناهی را مرتکب نشده است:
شخص توبه کننده همانند شخصی است که اصلاً گناه نکرده است.
توبه یعنی شروع زندگی پاک و سازنده و حرکت در نور و روشنایی. اگر شخص از گناه خویش می ترسد باید از بالاترین گناه که یأس و نومیدی است بترسد.
در خواب به جوانانی که احساس یأس و ناامیدی به سراغشان می آید ذکر دو روایت کافی به نظر می رسد:
رسول گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می فرماید:
«هیچ چیز نزد خداوند محبوب تر از جوانی که از گناه توبه کرده و از او طلب آمرزش می کند نیست. توبه از گناه همیشه پسندیده است ولی در جوانی بهتر و پسندیده تر.»
امام علی ـ علیه السلام ـ هم فرموده است:
«به خداوند آن چنان امیدوار باش که اگر با گناهان تمام اهل زمین در پیشگاه او حاضر شوی، احساس کنی تو را می بخشد.»
ذکر این نکته مهم ضروری است که احساس گناه به طور مطلق مذموم نیست بلکه تا حدی که منجر به ترک عمل و جبران نارسایی شود لازم است. اما اگر این احساس، انسان را زمین گیر نماید و حرکت و تلاش و نشاط را از او سلب کند و جرأت بازگشت به خدا و زندگی سالم و متعادل را از وی بگیرد، چنین احساسی مذموم است و دین و عقل آن را محکوم می کند. جمع بین این دو حالت همان دستوری است که اسلام داده است: توبه و بازگشت.

چند توصیه دیگر
در پایان چند توصیه مهم را متذکر می شویم:
1ـ ارتباط با یک مربی و درمانگر کار آزموده را قطع نکنید. جهت درمان، از پیش خود، عملی را مرتکب یا عملی را ترک ننمایید.
بسیاری از نوجوانان با وجود انحرافات گوناگون، هنگامی که به مربی و درمانگر شایسته ای دست یافته اند به راحتی نجات پیدا کرده، زندگی پاک و سالمی را آغاز کرده اند.
2ـ به پیشرفت درمان خود توجه جدی داشته باشید و هر تعداد که از دفعاتِ خودارضایی شما کم می شود آن را در دفتر به صورت رمزی (که کسی متوجه نشود) یادداشت نمایید و مرتباً به این پیشرفت ها و یادداشت ها مراجعه و آن ها را مرور و بازخوانی کنید. در صورتی که از این بیماری به شدت رنج می برید و ترکش برای شما سخت است، نسبت به درمانِ کُند و تدریجی آن نگرانی نداشته باشید و باعث رها کردن برنامه درمان نگردد.
3ـ اگر وقت ازدواج شما رسیده است و امکانات آن فراهم است اقدام کنید.
4ـ بار دیگر متذکر می شویم که هر از چندی، آسیب ها را مطالعه و مرور کنید؛ به خصوص آسیب های معنوی.
اینک به پایان سخن رسیدیم. اما آغازی است برای تو ای خواننده این سطور، ای جوان ای پسر ای دختر! تو که در نگاه معصومانه ات برق امید می درخشد و قلب مالامال از نشاط و امیدت نوید فردایی روشن می دهد. به هوش باش که رندان و کینه توزان در کمین تو نشسته اند! به خود آی و با دلی چون دریا و قامتی همچون قله های سر به فلک کشیده از پیچ و خم حوادث و فراز و نشیب های روزگار بگذر. به خدای خود تکیه کن، به توانایی هایت بیندیش، تو همتا و همانندی نداری، تو یگانه ای.
سخن آخر.....
سخن توست ای جوان.....
حرف آخر را از تو باید شنید....
وه! چه شنیدنی است!
پروردگارا! تنها یاد توست که در اوج گرفتاری ها و سختی ها، مونس و تکیه گاه من است. تنها یاد توست که روح آشفته و پریشان مرا به ساحل امیدواری می رساند و آنگاه که با تو درد دل می کنم، آرام می شوم و احساس سبکی، بندبند وجودم را پر می کند.
ای خدای مهربان! من اکنون در کنج خلوت احساس نشسته ام و پنجره های امیدم را به سوی آفتاب رحمتت گشوده ام و دستانم را تا ارتفاع چیدن انوار مهر و لطفت بالا برده ام. می خواهم بار دیگر مرا به درگاهت بپذیری. روی نیاز بر خاک بندگی می نهم و تو را می خوانم.
چه زیباست بازگشت از بیراهه و گام نهادن در راه خوبی ها و روشنایی ها.
خدای من! اکنون با کوله باری از خطاها به درگاهت پناه آورده ام. آمده ام تا نماز عشق بخوانم و بار سنگین خطاهایم را بر زمین نهم و سبک بال به سویت پرواز کنم. بپذیر مرا! بپذیر! یا رب العالمین.

منابع کمکی:
1- خود ارضایی یا ارضای انحراف جنسی، مؤسسه فرهنگی اشراق، بابل: مبعث 1379.
2- بلوغ، دکتر احمد صبور اردوبادی.
3- تفسیر المیزان، مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبائی ـ قدس سره ـ.
4- تفسیر نمونه، حضرت آیت الله مکارم شیرازی.
5- جلوه های حکمت، سید اصغر ناظم زاده قمی.
6- خانواده و مسائل جنسی کودکان، دکتر علی قائمی.
7- دختران، دوستی ها و عبرتها، محمد علی کریمی نیا.
8- دنیای نوجوان، دکتر شرفی، انتشارات تربیت.
9- راهنمای پدران و مادران، محمد علی سادات.
10- مشکلات جنسی نسل جوان، آیت الله مکارم شیرازی.


به نقل از سایت اندیشه قم






تاریخ : پنج شنبه 93/1/21 | 4:31 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد.. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید.

عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند.

سپس به او گفتند: " باید ازت عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب ندیده باشه".

پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.
پرستاران از اول دلیل عجله اش را پرسیدند.

پیرمرد گفت: زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود!

پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم.
پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی شناسد!
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است...!

داستانهای کوتاه،جالب و پندآمیز

محمدعلی باباپور






تاریخ : دوشنبه 92/10/30 | 7:47 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

روزی مردی، عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند.

او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد، اما عقرب انگشت او را نیش زد.

مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد، اما عقرب بار دیگر او را نیش زد.

رهگذری او را دید و پرسید برای چه عقربی را که نیش می زند، نجات می دهی.

مرد پاسخ داد:

"این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم: "






تاریخ : دوشنبه 92/10/30 | 7:32 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

از دیدگاه شیخ فرید الدین عطار نیشابورى «هفت مرحله» براى سیر و سلوک عرفانى وجود دارد که عبارتند از:
1. طلب: سالک در این مرحله یکسره در جهد و جنب و جوش و صبر و بصیرت یا بیدارى و پایدارى از سوى سالک هماره وجود داشته و سالک هیچ آرامشى در این مرحله ندارد.


2. عشق: در این مرحله «عشق مدار» بوده و عقل حسابگر را رها مى‏ کند و با نیروى عشق که سوزنده، سازنده، و گدازنده است و حرارت‏ بخش و سوزآفرین همه مشکلات و آسیب‏ هاى سیر و سلوک را تحمل مى‏ نماید و به پیش مى‏ رود.


3. معرفت: سالک در این مرحله در اثر مراقبت نفس و مواظبت بر طاعت الهى از جنبه خلقى و بشرى خویش فانى گشته و در معروف سلطان ازل مستغرق مى‏ گردد و از تجلیات اسمائى بهره‏ مند مى‏ گردد و به «ولایت معنوى» نائل مى ‏گردد.


4. استغفار: در این مرحله سالک بر اثر رهایى از تعلقات و اعتباریات از وسائل مادى بى‏ نیاز شده و از تجلیات صفاتى حضرت حق سبحانه بهره‏ ور مى‏ شود.


5. تجرید و توحید: در این مرحله سالک ماسواى الهى و کثرات عالم را مستهلک در ذات بى‏ مثال الهى مى‏ بیند و آفتاب درخشنده حق را پرتوافکن عالم آدم و جهان پیدا و پنهان مشاهده مى ‏کند.


6. حیرت: سالک در این مرحله از خویشتن و ماسواى خود یعنى آفاق و انفس غافل و بى‏ خبر مى ‏گردد و نمى‏ داند که باقى‏اند یا فانى؟ و قلب سالک محل بارقه‏ هاى اسرار و رموز الهى و رازهاى غیبى است و حقایق مرموز معنوى- بدون تصرف و خیال- بر زبانش جارى مى‏ گردد.


7. فقر و فنا: در این مرحله سالک به مقام تجلى ذاتى حق (مقام ولایت) دست یافته و تنها «هستى مطلق» و «وجود ناب» را شهود مى‏ کند و به فناى مطلق مى‏ رسد. این مرحله «وحدت تام» الهى در فناى تام سالک به او رو مى‏ آورد.

سر سلوک ترجمه و شرح رسالة الولایة، ص: 324






تاریخ : دوشنبه 92/10/30 | 5:1 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

الف) آثار دنیایى:


1. زهد در دنیا
2. حرص در عمل صالح‏
3. پارسایى در دین‏
4. عبادت الهى که با شوق وافر همراه است‏
5. توبه قبل از مرگ‏
6. خلوت شب (سحرخیزى و شب زنده ‏دارى)
7. ناامیدى از آنچه در دست مردم است‏
8. نگهدارى حریم دین خدا
9. بغض نسبت به دنیاى مذموم و اهل آن‏
10. بخشش و سخاوت.


ب) آثار اخروى:


1. دیوان عمل و کتاب عمل براى او گشوده نمى ‏شود.
2. ترازوى عمل و میزانى براى او نصب نمى‏ شود.
3. کتاب عملش به دست راستش داده مى‏ شود.
4. برائت از آتش جهنم پاداش اوست.
5. سفیدرو نزد پروردگارش مى‏ باشد.
6. از حلّه‏ هاى بهشتى بر اندام او پوشانده مى ‏شود.
7. شفیع واقع مى‏ شود.
8. خداى سبحان با رحمت رحمانیه و رحیمیه به او مى‏ نگرد.
9. از تاج هاى بهشت بر سر او گذاشته مى ‏شود.
10. بدون حساب وارد بهشت مى‏ شود.


 سر سلوک ترجمه و شرح رسالة الولایة، ص: 310






تاریخ : دوشنبه 92/10/30 | 4:44 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

1.) ترجیح خدا بر همه محبوب هاى دیگر 

2.) اطاعت و تسلیم محض محبوب شدن‏
3.) پیروى از شریعت ناب محمدى صلّى اللّه علیه و آله‏

4.) دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا
5.) حاکمیت عقل و اخلاق بر همه امور 

6.) عشق به لقاى ربّ‏ 

7.) یاد خدا و محبوب‏
8.) آرامش و قرار با انس و حشر با محبوب

9.) عشق به قرآن و عترت طاهره علیهم السّلام‏
10.) عبودیت در برابر پروردگار


(ر ک). بقره، 165؛ توبه، 24؛ هود، 113؛ عنکبوت، 4؛ زمر، 3؛ شورى، 6- 9.
منبع: سر سلوک ترجمه و شرح رسالة الولایة، ص: 303






تاریخ : دوشنبه 92/10/30 | 4:32 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

مردى عابد همیشه با خدا راز و نیاز مى‏ کرد و فریاد اللّه ‏اللّه داشت. روزى شیطان بر او ظاهر شد و وى را وسوسه کرد و به او گفت: اى مرد این همه که تو گفتى اللّه اللّه، آخر یک مرتبه شد که لبیک بشنوى؟ اگر در خانه هر کس رفته بودى و این اندازه ناله کرده بودى لااقل یک مرتبه جوابت را داده بود. 

این مرد دید ظاهرا حرفى است منطقى. از این رو در او مؤثر افتاد و از آن به بعد دهانش بسته شد و دیگر اللّه ‏اللّه نگفت. 

در عالم رویا هاتفى به او گفت: چرا مناجات خودت را ترک کردى؟ پاسخ داد: من مى‏ بینم این همه مناجات که مى‏ کنم و این همه درد و سوزى که دارم یک مرتبه نشد در جواب من لبیک گفته شود. هاتف گفت: ولى من از طرف خدا مأمورم که جواب تو را بدهم و آن اینکه همان درد و سوز عشق و شوقى که ما در دل تو قرار دادیم این خودش لبیک ماست و عشق و ترس تو نشانه لطف ماست و هر یارب گفتن تو یک لبیک به همراه دارد. 

میعاد نور ؛ ص102 به نقل از: مثنوى معنوى، دفتر سوم، ص 13

 






تاریخ : شنبه 92/10/28 | 1:55 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.