سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ


شخصى با هیجان و اضطراب

به حضور امام صادق علیه السلام آمد و گفت:


 «درباره من دعایى بفرمایید تا خداوند به من وسعت رزقى بدهد،

که خیلى فقیر و تنگدستم.».


امام:

«هرگز دعا نمى‏ کنم.».


- چرا دعا نمى‏ کنید؟!.


 «براى اینکه خداوند راهى براى این کار معین کرده است.


خداوند امر کرده که روزى را پى جویى کنید و طلب نمایید.

اما تو مى‏ خواهى در خانه خود بنشینى

و با دعا روزى را به خانه خود بکشانى!»


        مجموعه‏ آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏18، ص: 198






تاریخ : یکشنبه 93/12/10 | 1:23 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

 


غیبت آن است که،

چیزی درباره کسی گفته شود که،

اگر به گوش وی برسد،

خوشش نیاید،

خواه آن گفته راجع به نقص و کاستی در بدن

یا دراخلاق (خلق خوی)

یا در گفتارها

و یا در رفتارهای مربوط به دین

یا دنیای او باشد،

بلکه حتی اگر مربوط به کاستی‌هایی درلباس یا خانه یا مرکب وی باشد.

غیبت





گناهان زبان بر دوگونه‌اند:

نخست

گناهانی که بیشتر تباهی و پریشانی اخلاقی برای خود گناه‌کار دارند؛

اگرچه به لحاظ اجتماعی نیز تباهی آورند،

اما تباهی و پریشانی اخلاقی آنها بیشتر است؛

مانند سخنانِ گزاف‌آلود و اغراق‌ آمیز و سخنانی که برای خودنمایی و ریاکاری بر زبان جاری می‌شود.

دوم

گناهانی که افزون بر تباهی اخلاقی، که برای شخص گناه‌کار دارند،

مفاسد مهم و پریشانی‌های مهیب اجتماعی نیز دارند و رواج و رونق بازار آنها جامعه را به زیان‌هایی جبران ‌ناپذیر گرفتار می‌کند؛

مانند دروغ، سخن‌چینی، تملّق و چرب‌زبانی و فتنه‌انگیزی.

بدگویی پشت سر دیگران نیز از این نوع است که در زبان دین و ادبیات شریعت، «غیبت» نامیده شده است.


ادامه مطلب...




تاریخ : دوشنبه 93/10/22 | 6:24 صبح | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

http://atasheentezar.persiangig.com/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7/new_folder/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86.gif

روزی امام حسین (ع) از جائی عبور می کرد دید جوانی به سگی غذا می دهد،
 به او فرمود: به چه انگیزه این گونه به سگ مهربانی می کنی ؟


 او عرض کرد: من غمگین هستم ،
می خواهم با خشنود کردن این حیوان غم و اندوه من مبدل به خشنودی گردد،
 اندوه من از این رواست که من غلام یک نفر یهودی هستم و می خواهم از او جدا شوم .


 امام حسین (ع) با آن غلام نزد صاحب او که یهودی بود آمدند،
 امام حسین (ع) دویست دینار به یهودی داد، تا غلام را خریداری کرده و آزاد سازد.


 یهودی گفت :

این غلام را به خاطر قدم مبارک شما که به در خانه ما آمدی به شما بخشیدم
 و این بوستان را نیز به غلام بخشیدم و آن پول مال خودتان باشد.


 امام حسین (ع) هماندم غلام را آزاد کرد
و همه آن بوستان و پول را به او بخشید.


وقتی که همسر یهودی ، این بزرگواری را از امام حسین (ع) دید
 گفت :من مسلمان شدم و مهریه ام را به شوهرم بخشیدم


و به دنبال او شوهرش گفت :
من نیز مسلمان شدم و این خانه ام را به همسرم بخشیدم
.


داستان های شنیدنی از چهارده معصوم(علیهم السلام)/ محمد محمدی اشتهاردی






تاریخ : شنبه 93/7/26 | 9:7 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

رسول خدا (ص) فرمود:

ولیمه فقط در پنج مورد است:

در جشن عروسى

و در جشن ولادت

و در ختنه کردن

و در خرید خانه

و در بازگشت از حج.

لخصال / ترجمه فهرى، ج‏1، ص: 349







تاریخ : جمعه 93/6/21 | 9:25 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

عبد اللَّه بن میمون از امام صادق (ع)

و او از پدرانش از على (ع) نقل مى‏ کند که عیسى بن مریم فرمود:

خوشا به حال کسى که:

سکوت او اندیشیدن

و نگاه او عبرت آموزى

و گستره او خانه ‏اش باشد

و بر گناهانش بگرید

و مردم از دست و زبان او در امان باشند.

الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏1، ص: 431







تاریخ : جمعه 93/6/21 | 8:47 عصر | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()

عبد اللَّه بن میمون از امام صادق (ع)

و او از پدرانش از على (ع) نقل مى ‏کند که عیسى بن مریم فرمود:

خوشا به حال کسى که:

سکوت او اندیشیدن

و نگاه او عبرت آموزى

و گستره او خانه‏ اش باشد

و بر گناهانش بگرید

و مردم از دست و زبان او در امان باشند.

الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏1، ص: 431







تاریخ : یکشنبه 93/6/9 | 10:25 صبح | نویسنده : محمد یونسی | نظرات ()
صفحه اصلی |        
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.